محمد حسن خان اعتماد السلطنه

92

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

شب عيد غله و حبوب را ترتيب داده بودند . حاجى محمد حسينخان عرض كرد كه عمل اكسير من در اين خوانچه است كه اين حبوب و غله را مىكارم هر دانهء آن به صد رسيده و مرا داراى مال مىكند . اگرچه صدر اعظم كيميا نداشت ، ولى سعايت معاندين هم بى جا نبوده است وى گنجى يافته است كه اكنون اولاد و احفاد او بروز مىدهند و صريحا اظهار مىكنند ، وقتى كه در اصفهان از براى رودخانه كه به بند مروان معروف است ، پل مىساخته است و آنجا را مرمت مىنموده است و خود به آنجا سركشى مىكرده است ، عملهء كه زمين را براى ساختن ستون‌هاى چشمهء پل مىكنده‌اند ، به سوراخى مىرسند كه آثار خمى ظاهر مىشود و به او خبر مىدهند او ملتفت اين معنى شده به بهانهء عمله را به طرف ديگر مشغول كار كردن مىكند و به سر فرصت ، گنجى از زير خاك بيرون مىآورد كه او را مستغنى كرده به مراتب عاليه مىرساند . در واقع حاجى محمد حسينخان صدر اصفهانى ، ثالث جعفر و يحيى و حاتم ثانى بوده . از اسخيا و اكابر قرن سيزدهم هجرى بشمار آمده است . آنچه را در عالم جود و كرم از نوادر مىشمارند ، در دورهء زندگانى او دور و تسلسل داشته و از علو همت و وسعت نظر و كرامت نفس وى را نام نيك ابدى ، بلكه حيات سرمدى حاصل گشته است . چون بناى اين كتاب بر اختصار و نقل خلاصهء اخبار است ، نمى - توانيم تمام حكايات سخا و عطيات اورا بنگاريم ، ولى محض نمونه اندك از بسيار و مثقال از خروار ، چند فقره در باب سخاى ذاتى و عطاى فطرى و بسط كف و وسعت صدر و گشادگى روى او در اين كتاب مىنگاريم . در آن وقت كه كوكب اقبال صدر مهان بلكه صدر جهان اوج داشت و در اصفهان بود ، دو برادر از سكنهء طهران دختر و پسرى داشتند دختر را براى پسر خطبه خواندند . هنوز عروس به وثاق نيامده اسباب فراق فراهم شد و پدر داماد درگذشت و حال بازماندگان تباه گشت ، نه در كاسه چيزى ماند و نه در كيسه پشيزى ، والدين عروس قطع رحم كردند و از مواصلت با خويشاوندان فقير امتناع نمودند . جوان چون شيفتهء نامزد خود بود ، شوريدگى آغاز